هیچ کس به درستی نمی داند مایاها از کجا آمده اند . عده ای معتقدند که آنها از سیبری و با گذر از جزایر آلئوسین وارد آلاسکا شده اند و سپس به سمت آمریکای مرکزی حرکت کرده اند . عده ای نیز آنها را از اهالی جزایر پولینزی واقع در اقیانوس آرام می دانند . برخی به واسطه وجود تصاویری شبیه به فیل در میان نقوش آنان ، هندوستان را مسکن اولیه این قوم می دانند . حتی پاره ای شباهت ها نیز میان سبک بناهای جنوب شرقی   آسیا ، به ویژه کامبوج وجود دارد.

منشا قوم مایا

در میان کاندیداها نام "آتلانتیس" نیز دیده میشود . گروهی از محققان عقیده دارند اهالی آتلانتیس پس از به زیر آب رفتن آن قاره ، به سوی آفریقا و آمریکای جنوبی مهاجرت کرده  و تمدنهای مصر باستان و مایا را پایه گذاری کرده اند . ساخت هرم های بزرگ و دفن پادشاهان خود در آنها ، از اشتراکات بارز میان مصریان و مایاهاست که باعث طرح این نظریه شده است .
بر اساس افسانه های مایا ، آنها در ده هزار سال قبل دارای تمدن بسیار پیشرفته ای بودند . در داستان های آنها از مردمانی سفید پوست سخن به میان رفته که سوار بر کشتی هایی به شکل مار ، به آن ناحیه وارد شدند . این مردم لباسهای عجیبی به تن داشته ، و به پیشانی خود نیز علامتی شبیه به ماربسته بودند . بومیان این تازه واردان را "چین" خطاب کرده ، ونام محلی را که آنان از کشتی پیاده شدند "تمونه چن" نهاده بودند.

چنین به نظر می رسد که زمانی بیگانه ای در میان قوم مایا ظاهر شده باشد . مایاها او را "کوکولکن" (مار پردار ) و مکزیکی ها "کوتزال کو آتل " (کوتزال – مار مرغ آسا ) می نامیدند . به روایتی ، وی یک اسیر جنگی بود که مایاها قصد قربانی کردن او را داشتند ، اما با خوش شانسی موفق شد از مخمصه جان سالم به در ببرد . پس از این واقعه ، مایا ها به وی چون یک خدا نگریستند ؛ کوکولکن فرمانروای این قوم شد و به آموزش علوم و فنون به مردم پرداخت . روایت دیگری نیز وجود دارد که وی را مسافری از ستارگان می داند . در مکزیک و در معبد کتیبه ها ، سنگ قبری کشف شده که بر روی آن تصویری از کوکولکن حک شده است ، و بنابر تفسیر باستان شناسان ، وی را در حال سفر به جهان پس از مرگ نشان می دهد . به هر حال این بیگانه هر که بود ، به نظر می رسد نقش غیر قابل انکاری در شکوفایی تمدن مایا داشته است

متاسفانه این که مایا ها به کجا رفته اند نیزبه صورت معمایی حل نشده باقی مانده است . ثابت شده شهرهای آنان به خاطر قحطی و بیماری ، بلایای طبیعی یا جنگ و خونریزی از بین نرفته ، بلکه ساکنانشان آن مناطق را ترک کرده اند . حال کدام عامل باعث شده ملتی ، شهرهایی با آن معابد و اهرام بزرگ ، باغچه ها و آب نماهای زیبا ، خیابان های عریض و سنگ فرش شده ، استادیوم های ورزشی ، سیستم فاضلاب و آب رسانی پیشرفته و ... را رها کرده و به مکانی نا معلوم مهاجرت کنند ؟ و چگونه یک اجتماع دور افتاده از دنیای متمدن قدیم ، به چنین سطحی شگفت از معرفت و دانش دست یافته و همه باستان شناسان و دانشمندان را حیرت زده کرده است ؟ مردمانی اسرار آمیز با سر آغاز و سر انجامی نا معلوم ، که خود را اربابان زمین نامیدند . به درستی آیا زمان باز نگری در کتاب تاریخ بشر و شکل گیری تمدن آن فرا نرسیده است؟

 منبع:مجله دانشمند – ماهنامه مرداد 1389-صحفات 18 و 19 و 20و21